1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

کابوس نفتی رژیم

.



قرار است در فوریه سال آینده، کنفرانس سه روزه‌ای در لندن با حضور مسئولین شرکت نفت جمهوری اسلامی و نمایندگان کمپانی‌های بزرگ نفتی و سرمایه‌گذاران خارجی برگزار شود. در این کنفرانس، چهل میلیارد دلار پروژه سرمایه‌گذاری در نفت و گاز ایران و همچنین، مدل جدید قراردادهای نفتی که برای شرکت‌های خارجی جذابیت بیشتری دارند معرفی خواهند شد.

از زمان آغاز ریاست جمهوری روحانی و طی یک سال و نیم گذشته، برگزاری این کنفرانس چهار بار اعلام و سپس لغو شده است که دلیل اصلی آن، عدم تمایل شرکت‌های بزرگ نفتی برای حضور علنی در چنین نشست‌هایی است که ازنظر آمریکا، تلاش در جهت تضعیف تحریم‌های بین‌المللی تعبیر می‌شود. سرانجام، این کنفرانس به فوریه سال آینده موکول شده است تا بقول یکی از رسانه‌های حکومتی در ایران، طلسم رونمائی از قراردادهای جدید نفتی ایران شکسته شود اما از هم‌اکنون، با بروز نشانه‌های روزافزون از عدم تمایل شرکت‌های نفتی، برگزاری این کنفرانس در هاله‌ای از تردید و ابهام قرار دارد.

ناتوانی رژیم در برگزاری این کنفرانس و معرفی قراردادهای جدید نفتی، حاوی چند پیام سیاسی و اقتصادی بسیار روشن است و نشان می‌دهد که محاسبات رژیم ایران برای پیشبرد دیپلماسی نفتی یعنی استفاده از کارت نفت و گاز و لابی شرکت‌های بزرگ نفتی به‌منظور ترک انداختن در ساختار تحریم‌های بین‌المللی و بهره‌گیری از آن در مذاکرات هسته‌ای، غیرواقع‌بینانه و ناشی از تحلیل نادرست از موقعیت جمهوری اسلامی و روابط بین‌المللی است.

شکست مذاکرات هسته‌ای ماه نوامبر در وین و فقدان یک ‌چشم‌انداز روشن برای دستیابی به سازش هسته‌ای در ماه جولای 2015 و همچنین، سقوط آزاد قیمت نفت، نه‌تنها دست رژیم برای استفاده از کارت نفت و گاز برای عبور از شرایط دشوار کنونی را می‌بندد، بلکه به‌طور مضاعف، چالش‌های کنونی رژیم در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روابط خارجی را عمیق‌تر خواهد کرد.

دیپلماسی نفتی از توهم تا واقعیت

بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت رژیم، در جلسه‌ای که در آغاز ریاست جمهوری روحانی با سرمایه‌داران بخش خصوصی در اتاق بازرگانی داشت گفت: در شرايط موجود پس از وزير خارجه، وزير نفت با يک ديپلماسي فعال انرژي نقش وزير دوم خارجه را ايفا مي‌کند.” معنای اظهارات زنگنه را مجله اکونومیست توضیح داد: “زنگنه امیدوار است با ارائه قراردادهای نفتی جذاب به کمپانی‌های بزرگ غربی، آنان را به لابی در کشورشان برای برداشتن تحریم‌ها و بهبود روابط با ایران ترغیب کند.

مهدی حسینی، رئیس کمیته بازنگری قراردادهای نفتی در وزارت نفت نیز در مصاحبه‌ای اظهار داشت که "شرکت‌های نفتی بین‌المللی معتبر، می‌توانند مهم‌ترین لابی ایران برای فشار بر دولت‌های غربی و نرمش 1+5 در مذاکرات آتی با دولت جمهوری اسلامی ایران باشند".

در همان ایام، بیژن خواجه پور دلال نفتی رژیم و کارفرمای سابق تریتا پارسی در مقاله‌ای در سایت آمریکائی المانیتور نوشت:

زنگنه برای مقابله با تحریم‌ها 2 اقدام همزمان را در پیش خواهد گرفت. نخست، به “دیپلماسی انرژی” روی می‌آورد؛ یعنی، وزارت نفت با استفاده از فرصت‌های نفت و گاز به رژیم کمک می‌کند تا به اهداف خود در سیاست خارجی دست یابد. مثلاً، در سال 2000 وقتی ایران ذخایر نفتی آزادگان را کشف کرد، زنگنه که در آنمان وزیر نفت بود پروژه توسعه این میدان را به سرمایه‌گذاران ژاپنی ارائه کرد تا آنان را ترغیب کند که در کشور خودشان روی دولت لابی کنند تا رابطه بهتری با ایران داشته باشد. اکنون نیز زنگنه تلاش می‌کند تا از فرصت‌های موجود نفت و گاز در ایران به‌عنوان وسیله‌ای برای ترغیب کمپانی‌های نفتی به لابی علیه تحریم‌ها و تأثیرگذاری روی سیاست‌های غرب در رابطه با ایران استفاده کند. اقدام دوم زنگنه این است که چهارچوب قراردادهای نفتی را به‌گونه‌ای تغییر دهد که کمپانی‌های نفتی با رغبت بیشتری وارد میدان شوند.

در این راستا، حسن روحانی و بیژن زنگنه به کنفرانس داوس در سوئیس رفتند و در دیدار با روسای کمپانی‌های نفتی، آنان را به بهره‌گیری از فرصت‌های جذاب و پرسود در بازار نفت و گاز ایران دعوت کردند. مدیرکل شرکت نفتی توتال پس از دیدار باروحانی گفت که قراردادهای جدید ایران سوپر سکسی شده‌اند.

اما علیرغم همه این تلاش‌ها و برگزاری ده‌ها نشست و ملاقات در داخل و خارج ایران، غول‌های بزرگ نفتی از بیم جریمه‌های سنگین آمریکا، حاضر به ورود به بازار ایران و حتی ابراز تمایل به سرمایه‌گذاری در صنعت نفت و گاز کشور، قبل از سازش هسته‌ای و لغو کامل تحریم‌ها نشده‌اند و با اطمینان می‌توان گفت که دیپلماسی نفتی موردنظر زنگنه به هیچ نتیجه ملموسی دست نیافته است. اکنون، سقوط آزاد قیمت نفت نیز به برگ خرید تعیین‌کننده‌ای در این زمینه تبدیل‌شده است.

سقوط قیمت نفت

از ماه ژوئن تاکنون، قیمت نفت در بازار جهانی با حدود چهل درصد کاهش به زیر هفتاد دلار رسیده است و به اعتقاد اکثر کارشناسان اقتصادی و نفتی، اگر تحول مهم و غیرمنتظره‌ای در خاورمیانه و یا درصحنه اقتصاد جهانی به وقوع نپیوندد، با درنظرگرفتن شرایط کنونی و میزان عرضه و تقاضا در بخش نفت و گاز و با توجه به رشد تکنولوژی، افزایش تولید و همچنین روی‌آوری گسترده جهانی به انرژی‌های تجدید پذیر، قیمت نفت در چشم‌انداز قابل پیش‌بینی، نه‌تنها افزایش نخواهد یافت بلکه منحنی سقوط آن ادامه خواهد داشت.

کاهش قیمت نفت باعث شده است که کمپانی‌های بزرگ، پروژه مطلوب برای سرمایه‌گذاری در نقاط مختلف جهان را با وسواس و دقت بیشتری انتخاب نموده و از مناطق پر ریسک، پرهزینه و فاقد چشم‌انداز روشن برای بازگشت سرمایه پرهیز کنند. جمهوری اسلامی بدون تردید یکی از پرخطرترین و کم جاذبه‌ترین نقاط برای کمپانی‌های بزرگ است.

تحریم‌های بین‌المللی که لغو کامل آن شاید ده‌ها سال به طول انجامد، ادامه سیاست‌های خصومت‌آمیز رژیم ایران با غرب، چشم‌انداز تاریک ثبات سیاسی در ایران، تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد کشور، کمبود نیروهای مجرب و فقدان ساختارهای حقوقی و اقتصادی موردنیاز برای انجام پروژه‌های درازمدت و سود ده، کشورمان را به یکی از نامطلوب‌ترین نقاط جهان برای سرمایه‌گذاران خارجی تبدیل کرده است.

سقوط بهای نفت و چالش‌های نظام

ادامه تحریم‌های بین‌المللی به همراه سقوط قیمت نفت، آثار مخرب و گسترده‌ای بر اقتصاد ورشکسته کشور و موقعیت لرزان داخلی و بین‌المللی رژیم خواهد داشت. بر اساس گزارش جدید موسسه مالی بین‌المللی. (IIF) مجموع ادامه وضعیت کنونی یعنی تحریم و نفت ارزان، اقتصاد ایران را تا دو سال دیگر به‌زانو درخواهد آورد و به ورشکستگی مطلق خواهد کشاند

این چشم‌انداز تیره و تاریک، چالش‌های مرگبار رژیم را عمیق‌تر و چاره‌جوئی برای حل آن‌ها را دشوارتر می‌کند. نارضایتی رو به انفجار مردم ایران، پرونده هسته‌ای و چالش‌های منطقه‌ای به‌ویژه در عراق و سوریه، سه چالش اصلی رژیم و تهدیدی برای بقای نظام‌اند.

مهم‌ترین واصلی‌ترین چالشی که نظام را تهدید می‌کند، نارضایتی فزاینده و رو به انفجار مردم ایران است. نمایش انتخابات سال گذشته و ریاست جمهوری روحانی باعث شد تا فضای انفجاری جامعه به‌طور موقت آرام شود اما عدم موفقیت در سازش هسته‌ای، ادامه تحریم‌ها و کاهش قیمت نفت باعث سقوط اقتصاد کشور و فقر و فلاکت بازهم بیشتر مردم ایران می‌شود و درنتیجه، بحران‌های سیاسی و اجتماعی رشد و گسترش خواهند یافت. این بحران‌ها، پاشنه آشیل و بزرگ‌ترین تهدید علیه جمهوری اسلامی می‌باشند.

در پرونده هسته‌ای، رژیم در وحشت از عواقب سر کشیدن جام زهر ازیک‌طرف و نیاز استراتژیک به حفظ توان تولید بمب هسته‌ای از طرف دیگر، حاضر به سازش با کشورهای 1+5 نیست و یکی از راهه‌ای نجات خود را کش دادن مذاکرات و کمک‌گیری از کمپانی‌های نفتی و تجاری برای درهم شکستن تحریم‌ها می‌داند. با سقوط بهای نفت، رژیم کارت بازی خود در این میدان را ازدست‌داده است و هرچه سریع‌تر به نقطه تصمیم‌گیری بین سر کشیدن جام زهر یا مقابله با جامعه بین‌المللی بر سربرنامه هسته‌ای نزدیک می‌شود. هر دو گزینه نیز آثار گسترده و مخربی روی موقعیت شکننده رژیم در داخل کشور و در منطقه خواهد داشت.

از طرف دیگر، رژیم ایران به خاطر حفظ سیاست‌های منطقه‌ای‌اش، باسیاست فرار به جلو، عملاً لبنان، سوریه و عراق را به اشغال نظامی درآورده است. این وضعیت، یعنی حضور نظامی در چند کشور خاورمیانه و دخالت مستقیم نظامی در امور داخلی این کشورها، پس از پایان جنگ جهانی دوم و خروج تدریجی بریتانیا از خاورمیانه، بی‌سابقه است و بسیاری از کارشناسان، موقعیت کنونی رژیم ایران در سوریه، عراق و لبنان را با موقعیت شوروی هنگام اشغال افغانستان مقایسه می‌کنند. این شرایط، هزینه‌های کمرشکنی بر اقتصاد بیمار ایران تحمیل می‌کنند. تحریم‌های اقتصادی و سقوط بهای نفت که به کاهش جدی درآمدهای رژیم منجر شده است، ادامه سیاست‌های منطقه‌ای رژیم یعنی حفظ ده‌ها هزار نیروی نظامی در قالب حزب‌الله لبنان، سپاه قدس و ده‌ها گروه شبه‌نظامی در عراق و ادامه فعالیت نظامی گسترده این نیروها در کشورهای مزبور را دشوار و غیرقابل‌دوام می‌کند.

اگر رژیم از ادامه سیاست‌های کنونی‌اش در منطقه یعنی اشغال نظامی چند کشور خاورمیانه عقب بنشیند و استراتژی سی‌ساله‌اش به شکست بیانجامد، سپر امنیتی‌اش در منطقه از میان برداشته خواهد شد و نظام در داخل کشور آسیب‌پذیر می‌شود. بی‌جهت نیست که مهدی طائب رئیس قرارگاه عمار گفته بود که حفظ سوریه برای رژیم از حفظ خوزستان مهم‌تر است و محمدرضا عارف کاندید مثلاً اصلاح‌طلب ریاست جمهوری نیز گفته بود که "اگر سوریه را از دست بدهیم نمی‌توانیم در داخل حکومت کنیم".

ناتوانی رژیم برای ادامه حضور نظامی (اشغال نظامی) در چند کشور بزرگ خاورمیانه، باعث می‌شود که رژیم یکی از اهرم‌های اصلی خود برای باج‌گیری از غرب و چانه‌زنی در پرونده هسته‌ای را نیز از دست می‌دهد.

در پایان می‌توان گفت که علیرغم سخنرانی‌های آتشین خامنه‌ای علیه آمریکا، ژست‌های قدرتمندانه رژیم در منطقه، قهرمان سازی از قاسم سلیمانی و لبخندهای پیروزمندانه روحانی و ظریف، جمهوری اسلامی با ورشکستگی کامل اقتصادی روبه‌رو است و قدرت خود برای مهار بحران‌های فزاینده سیاسی و اجتماعی را هرچه بیشتر از دست می‌دهد.

منبع: ایرانیان لابی

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…